۱۰ سؤالی که خانم ها باید قبل از خریدن کالای گران قیمت از خود بپرسند

“در زندگی لباس های خوشگلی هستند که از پشت ویترین فروشگاه ها روح را مثل خوره می خورند و می دوشند.”

بعضی وقت سیستم موشکی رادار گریزتان بر روی یک لباس مجلسی بسیار دلفریب قفل می کند و دست تان بی اختیار درهای فروشگاه را باز می کند و تا بیایید به خود بجنید صدای قیت قیت قیـــــــتِ دستگاهِ کارت خوانِ فروشگاه، در حلزونِ گوش تان طنین انداز می شود.

اگر نمی خواهید پول تان خرج عطینا شود، همیشه قبل از خریدهای گران این ۱۰ سؤال را از خود بپرسید،در ادامه مقاله با ما همراه باشید.

سؤال ۱: آیا شبیه همین لباس را ندارم؟

اول از همه باید محتویات داخل کمد لباس تان را وارسی کنید تا ببینید لباسی که در حال خریدنش هستید، شبیه آن هایی که از قبل داشته اید نباشد. برای این کار باید موقع خرید به ذهن ضباط خود مراجعه کنید. اگر در بچگی قطره ی فلج اطفال تان را نخورده اید و اکنون حافظه تان پیام ERROR 404 می دهد، بهتر است هر بار قبل از خرید، محتویات کمد لباس تان را به دقت نگاه کنید تا پول تان به درستی خرج شود. اگر جواب این سؤال نه بود به سؤال بعدی بروید.

سؤال ۲ : آیا مرضِ خرید کردن دارم؟

پاسخ دادن به این سؤال کمی سخت است. نمی خواهیم شما را لای منگنه بگذاریم که الّا و للّا فقط اجناس مورد نیازتان را بخرید؛ داستان چیز دیگری است. می گوییم اگر خودتان را می شناسید که نحوه ی خرید کردن تان چطور است، مطابق با همان شیوه ی معمول تان خرید کنید. مثلاً آن خانمی که دوست دارد ۱۰ جفت کفش مختلف داشته باشد – تا حتی برای زیارت امامزاده هاشم هم ست مخصوص به خود را داشته باشد – دیوانه است اگر بخواهد یک کفش ۲ میلیون تومانی بخرد. زیرا بودجه ی چند کفش را یکجا پای یک کفش داده است؛ درعین حال، می داند که ۹ کفش دیگر را هم خواهد خرید.

سؤال ۳ : آیا خریدن این جنس با بودجه ی من جور است؟

آیا خریدن یک کیف گران قیمت ارزشش را دارد که آخر ماه مجبور به آگهی کردن کلیه خود شوم؟ بهتر است ابتدا مخارج اصلی خود از قبیل قبوض آب و برق و گاز و وام مسکن و شهریه ی کلاس زبان را حساب کنید، سپس به این فکر کنید که با این خریدن این کیف چقدر خوشحال می شوید. اگر به درستی پس انداز کنید، عذاب وجدان کمتری به شما نازل می شود.

سؤال ۴ : اگر بر چسب فلان مارک روی آن نخورده بود، آیا باز هم با سلیقه ی من جور بود؟

به عنوان یک آدم اهل فشن، هیچ وقت سلیقه ی خود را سرکوب نکنید. درست است که طراحان مبتکر و زبده ای در برندها کار می کنند و بیشتر چیزهایی که راهی بازار می کنند زیباست؛ اما هیچ وقت چیزی را صرفاً به این دلیل نخرید که مارک فلان طراح روی آن خورده است.

سؤال ۵ : اگر اینستاگرام یا فیس بوک وجود نداشت، باز هم آن را می خریدم؟

بلانسبت قشر فرهیخته ی جامعه، افرادی هستند که چیزهای گران قیمت را به این دلیل می خرند که عکسش را در شبکه های اجتماعی آپلود کنند و دل مردم را بسوزانند. آیا آن بوت ساخته شده از چرم کروکودیل رود نیل را به این دلیل خریده اید که واقعاً دوستش دارید یا اینکه می خواستید قمپز در کنید؟ اگر جواب تان دومی است، که توصیه می کنیم کمی بیشتر فکر کنید.

سؤال ۶ : آیا اتفاقی چشم تان به چیزی خورده یا از قبل برایش برنامه ای داشتید؟

امروز صبح از خواب بیدار شده اید و با عجله برای کشیدن دندان عقل تان عازم دندانپزشکی شده اید که وسط راه از کنار فروشگاهی رد می شوید و یکهو چشم تان به یک مانتوی زیبا می افتد که ۲ خانم دیگر نیز پشت ویترین آن را به هم نشان می دهند. به سرعت وارد فروشگاه می شوید و از ترس این که تُخم این مانتو را آن دو ملخ بدذات بخورند، بدون چک و چانه زدن ۳۵۰ هزار تومان پول بی زبان را می شمارید و روی دخل فروشگاه می گذارید. بعدازظهر که به خانه برگشتید ایمیل تان را چک می کنید و می بینید که فروشگاه آنلاین بامیلو خبرنامه ای برایتان فرستاده است مبنی بر اینکه همان مانتو را با ۵۰ درصد تخفیف می فروشد… ناگهان تصویر آن دو زن خبیث در ذهن تان پدیدار می شود که به شما می خندند!
عجله کار شیطان است.

سؤال ۷ : آیا مدت زمانی که از آن استفاده می کنم به پولی که برایش خرج می کنم می ارزد؟

اینکه هر از چند گاهی بخواهیم به خودمان حال بدهیم هیچ جایش ایراد ندارد، اما اگر چیزی بخریم که واقعاً پول هنگفتی بابتش داده باشیم باید این را هم حساب کنیم که آیا واقعاً پول خرج شده به مدت زمانی که آن را استفاده می کنیم می ارزد یا نه؟ (به خصوص در مورد چیزهایی که در سبک زندگی شما نمی گنجند)

مثلاً کسی که در مدرسه ی ابتدایی تدریس می کند نمی تواند هر روز کفش پاشنه بلند بپوشد؛ برود کفش پاشنه بلند یک میلیون تومانی بخرد که چه شود؟ کسی که در باغ وحش به عنوان دامپزشک کار می کند برود پالتو پوست روباه سیبری بخرد که حتی روی اینستاگرامش هم نمی تواند عکس آن را آپلود کند.

سؤال ۸ : آیا چیزی را به خاطر مد شدن در خیابان/تلویزیون می خرم؟

بعضی ها فکر می کنند که بازرسان جشنواره ی مد و فشن میلان، لا به لای شمشادها کمین کرده اند تا اگر کسی بدونِ بر تن داشتنِ لباس ماک دار از خانه خارج شد همان موقع او را کت بسته به میدان اصلی شهر میلان ببرند و آفتابه ای به گردنش بیاندازند و به عنوان آینه ی عبرت او را بر روی گاری دور تا دور شهر بچرخانند تا خوش تیپ های ایتالیا به او تخم مرغ و گوجه گندیده پرتاب کنند و در آخر مراسم هم حضرات والنتیو، دولچه و گابانا ایشان را به ایتالیاییِ غلیظ مورد لعن و نفرین قرارداده و موهایش را با دوکارد بزنند.
حالا شاید ما پیاز داغش را زیاد کرده باشیم ولی بعضی افراد با چنین تفکری سر کیسه را شل کرده و چپ و راست لباس و کیف و کفش گران قیمت می خرند. در حدی که اصلاً حاضر نیستند حتی لباس زیر غیر مارک دار بپوشند.

بد نیست به این افراد خاطر نشان کرد که هدف اصلی این برندهای درجه یک و گران قیمت، افراد مرفه جامعه هستند نه قشر متوسط. چه خوب است که اعتماد به نفس داشته باشید و بجای اینکه پول خود را صرف تقلید کردن از این و آن کنید، آن را در راستای سلیقه ی خود خرج کنید.

سؤال ۹ : آیا می توانم آن را ارزانتر بخرم؟

لازمه ی این کار این است که از فروش ویژه ی اجناس مورد نظرتان اطلاع کسب کنید. مطمئناً می توانید با کسب اطلاعات از فروشگاه های برند از فروش های فصلی و تخفیف خورده ی آن ها اطلاعات کسب کنید اما به عنوان پیشنهاد می توانید در وب سایت معروف بامیلو یک حساب کاربری ایجاد کنید و برای دریافت خبرنامه ی وب سایت قسمت مورد نظر را تیک بزنید. حتی اگر هر روز خود وب سایت بامیلو را چک نکنید، می توانید از خبرنامه در خصوص فروش ویژه های برندهای مختلف به سرعت اطلاعات کسب کنید و هر موقع که تمایل داشتید از طریق همین وب سایت کالای مورد نظر خود را سفارش دهید.

سؤال ۱۰ : آیا پول پای مد زودگذر می‌دهم؟

این طور نشود که فقط لباس های کلاسیک بخریم که هیچ وقت از مد نیفتد. برای تنوع هم که شده هر از چند گاهی این احساس به آدم دست می دهد که باید کمی از کلاسیک بودن فاصله بگیرد و لباس های عجیب و غریب تر بپوشد تا حوصله اش از خودش سر نرود. اما اینکه بروید برای یک لباس ژیگولی کلی پول خرج کنید و بعد از ۲ ماه آن را کنار بیاندازید هم کار عاقلانه ای نیست. بعد از اینکه دوره ی تب و تاب چنین لباس هایی به سر رسید از خود خواهید پرسید که من این همه پول را برای چه چیزی دادم؟ آخر سر هم آن لباس سر از دستمال سفره در می آورد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *